خرید بک لینک

امشب طبق تصمیم قبلی نرفتم خونه مادرشوهر. اما همسر رفت. بدون بحث و ... حتی گفت بزارمت خونه مامانت که برای جلوگیری از حساسیت های احتمالی گفتم نه

جاری ها هم نرفته بودن. شوهراشونم! الان تازه من بی عرضه ترینشونم

همسر که رفت دلم برا نازبانو سوخت. حاضر شدم و با هم رفتیم کلی تو پاساژا گشتیم. دخترم کیف کرد. وقبل از اومدن باباش اومدیم خونه

برچسب: نویسنده: متین پاکدل تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 1:46

از صبح کلی کار کردم. هویجا رو شستم. اب میوه گرفتم و ابمیوه گیری رو شستم. سبزی شستم و کاهو و کلم برکلی(یه جا بود که ارزون بود و خریدیم).غذا درست کردم. سطل رو شستم و پایه گل رو. نازبانو رو هم سرگرم کردم این وسط. تازه هنوز به گلدونای بیچاره اب ندادم و خستم.و الانم دارم باهش بادکنک بازی میکنم.

برچسب: نویسنده: متین پاکدل تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 1:46

یکی از جاری ها که مدعی بود شده با دعوا جمعه نمیره خونه مادرشوهر رفته بود! به خواهرشوهرا سلام نکرده بود و بدون خداحافظی اومده بوده.امشب ما رفتیم. یعنی تا آقای همسر اومد و رفتیم شد ۱۱ و نیم. نازبانو بغل

برچسب: نویسنده: متین پاکدل تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 1:46

صفحه بندی